تبليغاتX

سکوت عشق

سکوت عشق

خدایا احساس مي کنم زود عادت مي کنم و گاهي به اشتباه اسم آن را دوست داشتن مي گذارم.

خدايا مي دانم تمام لحظه هايم با توست، مي دانم تنها تويي که مرا فراموش نمي کني ومي دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز مي گويي برگرد.

خدايا تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است. 

خدايا مي دانم تو هميشه با مني، ولي تنهايم مگذار. يا شايد بهتر باشد بگويم: نگذار تنهايت بگذارم.

خداوندا من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان، من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم...

خداوندا من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس، من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم. 

خداوندا من از احساس بيهوده بودن، من از چون حباب آب بودن، من از ماندن چون مرداب مي ترسم... 

خداوندا من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست آشنایان  و دوستان دور يا نزديک مي ترسم...

خداوندا من از ماندن، رفتن و حتی از خود نیز مي ترسم ...

خدای خوبم، بهترینم، پناهم ده. 

    خداجــون، تو عشقمی

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 15:22 توسط یسرا |


DESIGN BY :MINOS X

صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشيو موضوعي

فقط خدا
گناه نا بخشودنی
انتخاب
شاید...
نیایش
ایمان
آرزو
یار همیشگی
زندگی جاریست
دلتنگی
دوست
خانه ی دوستان
عاشورا
گفتگو با خدا
آه ای فلسطین
حسرت
خدا چه شکلیه؟!!!
عشق خدایی
چه زود دیر می شود گاهی
صبر
اول خودم
سنگینی سکوت
فکر کن!
تنها پناه
خدا هست
به کدامین گناه ؟
یادش بخیر
حسی منحصر به او
بهار
آخرین نگاه


پيوندها

مسیحا
حاج آقا یا حق
آسمانیان
دخترانه
پری برای پریدن
یک قدم تا پشت خاکریز
ایستگاه سبز
در فراق وطنم
کریم اهل بیت
سکوت سنگین
طلب دیدار
نسیم سحر
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
رستاخیز
مظلومه
بچه های یخ
ارمیا
یک جرعه عطش
احساس باران خورده
پارك ممنوع و الا پنچر
یاس سفید
مانكن ترين روح
همزاد
از هر دری سخن گفتن


    تعداد بازديدها: