سکوت عشق

عاشقانه ها

ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده اي متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگي ام در عدم گذشت

مے خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که مي خواستم گذشت

تا کي غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مــــــولا ؛ شــمار درد دلم بي نهایت است

تعـداد درد  من به خدا از رقم گذشت ...


نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 9:34 توسط یسرا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ